و باز هم برای تو می نویسم....

تو یی که دلم را انباشته کرده ای از خود ....

گرفته مه همه ی جاده را مشخص نیست
که صاف می شود آیا هوا ؟ مشخص نیست
چطور باید از این راه مه گرفته گذشت
از این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیست


دلم جز هوایت هوایی ندارد...

شبهام تلــــــــــــ✘ــــــــخ

خنده هام تلــــــــــ✘ـــــــخ

قهوه ام تلــــــــــــ✘ــــــــخ

زندگیم تلــــــــــــــــ✘ــــــــــــخ

میون این همه تلـــــــــــخی دلم تنگ شده واسه شیرینی یه نگاهـــــــــــــــــت ...

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
aylar

به سلامتی حسی که سرکوبش می کنم ولی... شور می شود و شوقش جانم را تا سرحد اشتیاق به لبم میرساند