من زخم های بی نظیری به تن دارم
اما تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیز ترینشان
بعد از تو آدم ها
تنها خراشی بودندبر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
عشق من
خنجرت کولاک کرد

بــارانــی مــورب
در نیــمروزی آفتــابــی

هیــچ اتفــاقی نیــفتــاده اســت
تنــها تــو رفتــه ای
امــا مــن
قســم مــی خــورم کــه ایــن بــاران
بــارانــی معــمولی نیســت
حتمــا جــایــی دور
دریــایــی را بــه بــاد داده انــد

تا دوباره دیدنت

این رختخواب را وارونه خواهم خوابید

خیانت است به تو !

سر بر کنار  خیالت گذاشتن

 

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من

چه جنونی

چه نیازی

چه غمی است

یا نگاه تو ،که پر از عصمت راز

بر من افتد چه عذاب و ستمی است

دردم این نیست

ولی

دردم این است که من بی تو دگر

از جهان دورم و بی خویشتنم

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم

کوچ پرندگان به مــــن آموخت ،

وقتی هوای رابطه ســــرد است ،ارزان تـــــــر از آنچه که فکرش را بکنی بــــودی

ولی ،   برای مـــــــــن ؛

گران تمـــــــــام شدی

باید رفتـــــــــــــــ

چه سخت است،

تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،

و دل سپردن به قبرستان جدایی ،

وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،

تا رهگذری ،

بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند

الفبا برای سخن گفتن نیست !

برای نوشتن نـــام توس

اعداد پیش از تولـــــــــدت به صف ایستاده اند تا راز زاد تو را بدانند.

در آغـــوش خودم هستـــم!

مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام!

نه چنـــدان با لطافتــــ

نه چنـــدان با محبتــــ

امـــاوفـــادار.وفـــادار.

عشـــق تو

شـــوخی زیبــایی بود که خدا با مــن کرد!

زیبــا بود

امــا شــوخی بود.!!

چقـــدر کم توقع شده ام .

نه آغوشت را می خواهـــم ،

نه یک بوســـه

نه حتـــی بودنت را

همیـــن که بیایــی و از کنـــارم رد شوی کافی است

مرا به آرامش می رسانــد حتــی

اصطکــاک سایه هایمـــان

گــاهـدر خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ،

بگذار در گوشت بگویم

” میـــخواهــمــــــــت ”

این خلاصه ی ،

تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیاست !!!

ـی وقــتــهــا مــجــبــوری اَحــمـق بــاشـی !

رویِ کــاغـَـذ مــیــنــویــســم

دَســتــهــایِ تـــُـو . . .

و رویِ آن دســت مــیــکــشــم . . . !!!

خدایــــا !

خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش !

جهنم تـــــر از نبــــودنش

جایـــی سراغ ندارم

میدانی ؟! به رویت نیاوردم !

از همان زمانی که به جای ” تو ”

به ” من ” گفتی ” شما ”

فهمیدم پای ” او ” در میان است

مخـــاطب شعر های من

معشــوقی است که هنوز به دنیــــا نیامده

نه تویـــــی که مدتهاست از دنیای من رفتـــــه ای

نه با خودت چتـــر داشتی

نه روزنـــامهخنــــــده دار استنه؟!

که تـــــو هی مرا دور بزنی

و مـــن    دلــــــــم را خوش کنم

که در محاصـــره ی توام

نه چمـــدانگاهی فکر کردن به بعضی ها

ناخود آگاه لبخند روی  لبات میشونه

چقدر دوس دارم این لبخند های بیگاه را

 عـــاشقت شدم

از کجا می فهمیدم مســـافری؟وقـتـی حـس میکـنم

جآیــی در ایــن کرِه ی  خآڪـی

تــو نفس میکــشــی و مـن

از هــمآטּنفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !

تـو بــآش !!!

هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است

؟؟

/ 2 نظر / 11 بازدید
مرجان

سلام عزيزم خوبي؟وب باحالي داري.اگه دوست داري بازديدت بره بالا برو تو اين سايت و تبادل لينک کن.خيلي تاثير داره.من امتحانش کردم. www.vatanlinks.ir

helen

پیشاپیش، پشتاپشت، پس و پیش، جفت پا، با کله، از ته دل، *عید غدیرت مبارک*